زرشناس، زهره: ميراث ادبي روايي
در ايران باستان 119ص، جلد نرم، 14.5*21.5 سانتي
متر تهران: دفتر پژوهش هاي فرهنگي،
2005، چاپ اول شابك: X-024-379-964 سابقه نوشتن در
ايران به سده ششم پيش از ميلاد باز مي گردد. نگارش اسناد دولتي، سياسي و
اقتصادي در ايران، از ديرباز معمول بوده است. اما توسعه نگارش آثار ديني و
ادبي تا سده هاي نخستين مسيحيت، مورد بحث است. شواهد حكايت از آن دارد كه
تكامل ادبيات از صورت روايي و نقلي به صورت نوشتاري، در بخش دوم از عصر
ساسانيان صورت پذيرفته است. حتي در اين دوره نيز بيشتر، كتاب هاي مقدس زردشتي
و برخي آثار كم و بيش مرتبط با دين به نگارش درآمد كه به واسطه حمايت نهادهاي
ديني زردشتي، تعدادي از آنها تا به امروز برجاي مانده
است. آثار ادبي و غير ديني، خواه به نظم
يا نثر هم چنان سينه به سينه نقل شد تا پس از ظهور اسلام به تدريج رو به
فراموشي نهاد و تنها تعداد اندكي كه به زبان عربي برگردانده شد و يا در قالب
هاي جديدي در ادبيات فارسي بازتاب يافت، بر جاي ماند. اما علاقه مندي و توجه
به ميراث ادبي روايي پس از ظهور اسلام ادامه يافت. چنان كه مي بينيم «فردوسي»
در تدوين «شاهنامه»، افزون بر روايت هاي مكتوب «خداي نامه» ها، از روايات
منقول و سينه به سينه نيز بهره گرفته است. در كتاب حاضر، ميراث ادبي روايي
زبان هاي ايراني در ايران باستان معرفي مي شود. محدوده تاريخي پيش از اسلام
بر اساس روش معمول زبان شناسي تاريخي به دو دوره باستاني و ميانه تقسيم شده
است. در دوره باستاني، ميراث ادبي روايي چهار زبان مادي، سكايي، فارسي باستان
و اوستايي و در دوره ميانه، ميراث ادبي روايي دو زبان پهلوي اشكاني (پارتي)
و فارسي ميانه (پهلوي) از گروه غربي
زبان هاي ايراني معرفي مي شود.
![]()