كاكايي، قاسم: وحدت وجود به روايت ابن عربي و مايستر اكهارت

 

694ص، جلد سخت، 16.5*23.5 سانتي متر

تهران: انتشارات هرمس، 2004، چاپ دوم

شابك: 3-046-363-964

 

واژه «عرفان» در كابرد زبان متعارف، لااقل دو معناي مختلف دارد: 1- تجربه بي واسطه تماس و ارتباط مستقيم انسان با خدا؛ 2- آموزه الهياتي – مابعد الطبيعي در باب اتحاد يا وحدت ممكن نفس با واقعيت مطلق، يعني خدا. نويسنده در كتاب حاضر، واژه «عرفان» را به معناي دوم اختصاص داده و براي اشارت و دلالت به معناي اول از تعبير «تجربه عرفاني» سود جسته است. اين كتاب در اصل راجع به «تجربه عرفاني» نيست، بلكه در باب «عرفان» سخن مي گويد. بنابراين نويسنده، بحثي درباره امكان يا عدم امكان و وقوع يا عدم وقوع تجربه عرفاني و نيز واقع نمايي با ناواقع نمايي اين تجربه نمي كند؛ اين امور، در اين كتاب، مسلم فرض شده اند تا بتوان به مبحث عرفان وارد شد. و اما عرفان خود به دو بخش عرفان نظري و عرفان عملي تقسيم مي شود. اين كتاب با عرفان عملي هم سرو كاري ندارد. «محي الدين ابن عربي» و «مايستر اكهارت»، كه اين كتاب به گزارش، تحليل، و مطالعه مقايسه اي و تطبيقي آراء و نظراتشان  مي پردازد، دو عارف و نظريه پرداز عرفاني اند كه، چون يكي از آنان مسلمان پيرو سنت نبوي است و ديگري مسيحي پيروي كليساي رومي، هر دو به فرهنگ عرفاني اديان ابراهيمي متعلق اند. بنابراين، موارد اتفاق نظر و اشتراك قول آنان، در قياس با وقتي كه هر يك از اين دو با يك عارف و نظريه پرداز عرفان هندويي، بودايي، يا چيني مقايسه شود، كم نيست. نويسنده در كتاب حاضر، با شرح و تحليل و مقايسه نظرات اين دو عارف نامدار، به حوزه عرفان تطبيقي گام نهاده است. چنانكه گفته شد، محور كتاب، عرفان نظري است كه به تعبيري، خود نوعي فلسفه، يا به تعبير بهتر حكمت يا، به تعبير سوم، ما بعد الطبيعه است؛ و نيز مي توان گفت نوعي الهيات است:الهيات عرفاني (mystical theology )، در برابر الهيات طبيعي (natural theology ) كه فقط بر استدلال عقلي تكيه مي زند و الهيات جزمي (dogmatic theology) كه فقط بر نقل و تعبد اتكاء دارد؛ و درهر صورت از نظريه پردازان اين عرفان توقع ارائه دليل و برهان، توقع نابجايي نيست.